دشمن در مجلس آن وقت نفوذ کرد
بنده، مواردى را كه مجلس اوّل و دوم ايستادگى كرد، يادداشت كردهام كه احتمالاً به ده يا نزديك به ده مورد مىرسد. آن مجلس، مجلسى بود كه محكم ايستاده بود؛ ملت را به نشاط آورده بود و دولتها را نيز تقويت كرده بود. اگر چه دولتهاى آن روز، ذاتاً دولتهاى ناتوان و مريضى بودند و بسيارى از آنها ساختمانِ ذهنىشان، اساساً ساختمانِ باج دادن به گردن كلفتهاى غربى بود؛ اما بالاخره، اين مجلس، همانها را تا آنجا كه ممكن بود، حفظ مىكرد. اين مجلسى كه به خاطر همان دورههاى اوّليه، در تاريخ سرافراز ماند، بتدريج كارش به آنجا رسيد كه بعضى از نمايندگانش، جرأت مخالفت نداشتند! بعضى در جلساتِ به خيال خودشان مسألهدار، حضور پيدا نكردند. مگر وقتى شما حضور پيدا نكرديد، مسؤوليتتان از بين مىرود؟! شما نمايندهايد و بايد احساس مسؤوليت داشته باشيد. بعضى از آنها افتخار مىكردند كه در آن جلسهاى كه سلطنت ايران به خاندان فاسد و ننگين پهلوى داده شد، حضور نداشتند! در حالى كه بايستى مىبودند و مخالفت مىكردند. بعضى وابسته و فاقد استقلال بودند. شجاعت هم داشتند؛ اما آن شجاعت را در جهت باطل و خلاف حق به كار مىگرفتند. جيبها و شكمهايشان از مال حرام، پر بود. طمعِ رشوه، طمعِ رسيدن به مقامات، طمعِ كمكِ فلان كسى كه ممكن است قدرت را در دست بگيرد يا امروز بر سر قدرت است، چنان آنها را گيج مىكرد كه نمىفهميدند مسؤوليت چيست. احساس مسؤوليت نبود، استقلال نبود، شجاعت نبود، آگاهى و معرفت و فرزانگى نبود و كار به آنجا رسيد. و الاّ اگر مشروطيت در آغاز كار، منطبق با خواسته رهبران واقعى و مخلص و مؤمن آن نهضت - كه بلاشك برترينِ آنها علماى بزرگ بودند - و هر كس منكرِ اين حقيقت شود، منكرِ ضروريات و واضحات شده است. چنان كه عدهاى منكر مىشوند و امروز براى گذشته ما تاريخ مىنويسند و حقايق را انكار مىكنند - به پيش مىرفت، كشور ما پنجاه سال در حسّاسترين مقاطع تاريخ جهان، از قافله عقب نمىماند. ما پنجاه سال ضرر كرديم. ما ملت ايران، به خاطر تسلّطِ آن قلدر بىسواد و خاندان و فرزندان و كسان و همراهانش؛ يعنى تسلّط قدرتهاى مسلّط بر اين كشور - كه در نيم قرن آخرِ قبل از پيروزى انقلاب، انگليسيها و بعد هم امريكاييها بودند - و نيز به خاطر كوتاهى مجلس، ضرر كرديم و دچار خسران شديم.
مجلس مىتوانست از اوّل جلو اين ضرر را بگيرد. شما به تاريخ دوران مشروطيت كه نگاه كنيد، مىبينيد هر جا مجلس از خود قدرتى نشان داد، در مقابل آن قدرت، همه مجبور شدند راه و روش خود را اصلاح كنند. لذا، دشمن در مجلسِ آن وقت نفوذ كرد:«تلك امة قد خلت لها ما كسبت و لكم ما كسبتم.(بقره/134)» اينها عبرت است.